پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰

ای بسته دل اندر خوان طمع

وی خسته تن از پیکان طمع

ای مرغ دلت پیوسته کباب

از نائرۀ سوزان طمع

فریاد که آب رخت را ریخت

بر خاک مذلت، نان طمع

حیف است یوسف طبع عزیز

در بند و غل زندان طمع

از گنج قناعت بی خبری

ای دل که شدی ویران طمع

یا آنکه بنه دندان به جگر

یا آنکه بکش دندان طمع

یا گوش بهر بد و نیک بده

یا آنکه به بند زبان طمع

بر حالت مفتقرت جانا

رحمی کن و بستان جان طمع

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲ای تاب و توانم را برده
  2. شمارهٔ ۲۳ای داغ تو لالۀ باغ دلم
  3. شمارهٔ ۲۴رسوای زمانه «زبانم» کرد
  4. شمارهٔ ۲۵آن کیست که بستۀ بند تو نیست
  5. شمارهٔ ۲۶گر باده دهد بر باد مرا
  6. شمارهٔ ۲۷از نرگس مست تو مخمورم
  7. شمارهٔ ۲۸هرجا که بسوی تو می بینم
  8. شمارهٔ ۲۹تا گوهر عشق اندوخته‌ام
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.