پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴

رسوای زمانه «زبانم» کرد

فاش این همه راز نهانم کرد

با این همه نتوانم گفت

عشق تو چنین و چنانم کرد

گیرم که زبان بندم از عشق

با اشک روان چه توانم کرد

آهم چه زبانه کشد بکند

بالاتر از آنچه زبانم کرد

رخسارهٔ زرد گواه دل است

که‌آتش گل سرخ به جانم کرد

سودا‌ی تو در بازار جهان

آسوده ز سود و زیانم کرد

شوری به‌سرم شیرین‌دهنی

افکند، و شکر به‌دهانم کرد

من مفتقر پیرم از غم

عشق تو دوباره جوانم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶گر باده دهد بر باد مرا
  2. شمارهٔ ۲۷از نرگس مست تو مخمورم
  3. شمارهٔ ۲۸هرجا که بسوی تو می بینم
  4. شمارهٔ ۲۹تا گوهر عشق اندوخته‌ام
  5. شمارهٔ ۳۰از یار نیاز ندیده کسی
  6. شمارهٔ ۳۱تنها نه منم به کمند هوا
  7. شمارهٔ ۳۲آن سینه که تیر ترا هدفست
  8. شمارهٔ ۳۳از هر گل شور نروید گل
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.