پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

آن کیست که بستۀ بند تو نیست

یا آنکه اسیر کمند تو نیست

آن دل نه دلست که از خامی

در آتش عشق، سپند تو نیست

از راه سعادت گمراهست

آنکس که ارادتمند تو نیست

لقمان که هزارانش پند است

جز بندۀ حکمت و پند تو نیست

فرهاد تو را ای شیرین، لب

خوشتر ز شکر و قند تو نیست

کوته نظریم و مدیحۀ ما

زیبندۀ سرو بلند تو نیست

هر چند دُر افشاند طبعم

لیکن چکنم که پسند تو نیست

ای مفتقر اینجا رفرف عقل

لنگست و مجال سمند تو نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷از نرگس مست تو مخمورم
  2. شمارهٔ ۲۸هرجا که بسوی تو می بینم
  3. شمارهٔ ۲۹تا گوهر عشق اندوخته‌ام
  4. شمارهٔ ۳۰از یار نیاز ندیده کسی
  5. شمارهٔ ۳۱تنها نه منم به کمند هوا
  6. شمارهٔ ۳۲آن سینه که تیر ترا هدفست
  7. شمارهٔ ۳۳از هر گل شور نروید گل
  8. شمارهٔ ۳۴بخدا که ز غیر تو بیزارم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.