پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

هر کس بتو دست تولی زد

پا بر سر عرش معلی زد

تا با تو دلم همدم شد، دم

از سرّ «دنا فتدلی» زد

هر کس که «بلی» گو شد ز الست

در نقش جهان رقم «لا» زد

از روی مه تو فروغی بود

برقی که از طور تجلی زد

از شعلۀ روی تو عالم سوخت

آتش در بنده و مولی زد

بی عشق تو گمره هر که قدم

در وادی صائم و صلی زد

دل به تو هر که تسلی داد

عشق تو قلم بتسلی زد

شد مفتقر شیدا مجنون

در عشق تو نغمه ز لیلی زد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱ای محور دایره ملکوت
  2. شمارهٔ ۲۲ای تاب و توانم را برده
  3. شمارهٔ ۲۳ای داغ تو لالۀ باغ دلم
  4. شمارهٔ ۲۴رسوای زمانه «زبانم» کرد
  5. شمارهٔ ۲۵آن کیست که بستۀ بند تو نیست
  6. شمارهٔ ۲۶گر باده دهد بر باد مرا
  7. شمارهٔ ۲۷از نرگس مست تو مخمورم
  8. شمارهٔ ۲۸هرجا که بسوی تو می بینم
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.