پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

ای تاب و توانم را برده

رحمی بر این دل افسرده

برگی از گلشن خرم عمر

باقی بود آن هم پژمرده

خوناب جگر از ساغر دل

در فصل بهار غمت خورده

بیمار توایم و نه پرسیتی

کاین غمزده به شد یا مرده

رنجور، مرنجانیده کسی

آزرده کدام کس آزرده

رفتم بشمار غلامانش

آوخ که بهیچم نشمرده

جانا قدمی نه، مفتقرت

بر خاک درت سر بسپرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴رسوای زمانه «زبانم» کرد
  2. شمارهٔ ۲۵آن کیست که بستۀ بند تو نیست
  3. شمارهٔ ۲۶گر باده دهد بر باد مرا
  4. شمارهٔ ۲۷از نرگس مست تو مخمورم
  5. شمارهٔ ۲۸هرجا که بسوی تو می بینم
  6. شمارهٔ ۲۹تا گوهر عشق اندوخته‌ام
  7. شمارهٔ ۳۰از یار نیاز ندیده کسی
  8. شمارهٔ ۳۱تنها نه منم به کمند هوا
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.