پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

افسوس که گوهر نفس نفیس

از کف دادی بمتاع خسیس

از یوسف عشق گذشته به هیچ

با گرگ هوی همراز و انیس

بستی ز بساط سلیمان چشم

با دیو طبیعت گشته جلیس

دردی که تر است دوا نکند

صد جالینوس و ارسطالیس

از بحث و نظر سودی نبری

هرچند کنی عمری تدریس

با صدق و صفا پیوند بکن

زن تیشه به بیخ و بن تلبیس

از مفتقر این رقم کافی

بر لوح دل صافی بنویس

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷برقی از غمزۀ مستی زد
  2. شمارهٔ ۱۸یار آنچه بسینۀ سینا کرد
  3. شمارهٔ ۱۹هر کس بتو دست تولی زد
  4. شمارهٔ ۲۰ای بسته دل اندر خوان طمع
  5. شمارهٔ ۲۱ای محور دایره ملکوت
  6. شمارهٔ ۲۲ای تاب و توانم را برده
  7. شمارهٔ ۲۳ای داغ تو لالۀ باغ دلم
  8. شمارهٔ ۲۴رسوای زمانه «زبانم» کرد
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.