پرش به محتوای اصلی
غروی اصفهانی غروی اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳

هر کس خط و خال تو می جوید

جز خطۀ عشق نمی پوید

آندل که چو شمع بود روشن

جز لالۀ عشق نمی بوید

آری ز زمین دل عاشق

جز مهر گیاه نمی روید

هر کس که بسر دارد شوری

جز از غم یار نمی موید

فرهاد لب شیرین دهنان

شرطست که دست از جان شوید

جز مفتقر تو کسی خبری

از سنت عشق نمی گوید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵افسوس که گوهر نفس نفیس
  2. شمارهٔ ۱۶آن سینه که مهر تو مه دارد
  3. شمارهٔ ۱۷برقی از غمزۀ مستی زد
  4. شمارهٔ ۱۸یار آنچه بسینۀ سینا کرد
  5. شمارهٔ ۱۹هر کس بتو دست تولی زد
  6. شمارهٔ ۲۰ای بسته دل اندر خوان طمع
  7. شمارهٔ ۲۱ای محور دایره ملکوت
  8. شمارهٔ ۲۲ای تاب و توانم را برده
همه‌ی غزلیات ←

غروی اصفهانی درباره‌ی غروی اصفهانی

محمدحسین غروی اصفهانی(۱۲۹۶ هـ.ق _ ۱۳۶۱ هـ.ق) معروف به «کمپانی اصفهانی» فقیه، شاعر و از مجتهدین مشهور معاصر شیعهٔ امامیه بود. وی در اشعارش، «مفتقر» تخلص می‌کرد. وی در روز دوم محرم سال ۱۲۹۶ هجری قمری در کاظمین به دنیا آمد. او که فرزند «محمدحسن» یکی از بازرگانان متدین و ثروتمند بود از این موقعیت در راه تحصیل علم و علوم ا...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.