پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۴۷ - در حق دلبر احول گفته

ای دو زلفت چو ماه در آخر

وی رخانت چو مشک در اول

احول اکحلی و متفقند

خلق در حسن احول اکحل

شده بار دگر کسی هم جفت

کرده با دیگری مرا تو بدل

گر مرا نیستی امید وصال

نیمی جفت یار دان به مثل

یک دو بینی همی و این نه شگفت

یک دو بیند همی به چشم احول

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۴۹ - صفت دلبر طبال کندطبل از وصل تو چنان نالد
  2. شمارهٔ ۵۰ - در حق دلبر نقاش بودبخواست کاغذ و برداشت آن نگار قلم
  3. شمارهٔ ۵۱ - صفت یار باغبان باشدای روی تو باغ و باغبانی تو
  4. شمارهٔ ۵۲ - صفت یار لشکری گویدآمد به عرض گاه دلارام من فراز
  5. شمارهٔ ۵۳ - صفت یار خال در چشم استای روی تو چون تخته سیمین و نبشته
  6. شمارهٔ ۵۴ - صفت دلبر خوشرو گفتهای آفتاب حسن تو را آفتاب
  7. شمارهٔ ۵۵ - صفت دلبر صیاد بودای بت صیاد جز از تو که دید
  8. شمارهٔ ۵۶ - گفته در حق یار بازرگانای دلارام یار بازرگان
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.