پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۵۱ - صفت یار باغبان باشد

ای روی تو باغ و باغبانی تو

روی تو و باغ هر دو همچون هم

دانم که تو ابر و نم روا داری

ز آن دیده چو ابر کرده ام پرنم

در باغ تو تا که باغبان باشی

لاله بگه خزان نیاید کم

خرم شده باغ از تو چون جنت

چون باغ تو باغ نیست در عالم

تو مهر و مهی و مهر و مه دایم

دارند همیشه باغ را خرم

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۵۳ - صفت یار خال در چشم استای روی تو چون تخته سیمین و نبشته
  2. شمارهٔ ۵۴ - صفت دلبر خوشرو گفتهای آفتاب حسن تو را آفتاب
  3. شمارهٔ ۵۵ - صفت دلبر صیاد بودای بت صیاد جز از تو که دید
  4. شمارهٔ ۵۶ - گفته در حق یار بازرگانای دلارام یار بازرگان
  5. شمارهٔ ۵۷ - صفت یار زرگر است این شعرتا کی تویی به تعبیه جنگ ساختن
  6. شمارهٔ ۵۸ - صفت دلبر دیبا بافستای بت دیبا رخان به دو رخ دیبا
  7. شمارهٔ ۵۹ - صفت یار به حج رفته بودبه حج شدی و من از اندهان هجرانت
  8. شمارهٔ ۶۰ - صفت یار روزه دار بودای بت شکر لب شیرین دهان
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.