پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۵۹ - صفت یار به حج رفته بود

به حج شدی و من از اندهان هجرانت

به گرد خانه تو گشته ام چو حاج دوان

تو ماه و مکه ز روی تو آسمان برین

تو حور و کعبه ز روی تو روضه رضوان

رواست ار تو مرا می کشی به تیغ فراق

از آن که رسم بود در حج ای پسر قربان

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفتهتا بدیدم که شد از دست تو ای جان پدر
  2. شمارهٔ ۶۲ - صفت یار عرق کرده بودچو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی
  3. شمارهٔ ۶۳ - صفت یار غیر مسلم خویشای بت زیبا کافر دلی و کافر دین
  4. شمارهٔ ۶۴ - صفت دلبر نوخط باشدای لب تو چنانک زو در عمر
  5. شمارهٔ ۶۵ - صفت یار رگ زده گویدخود را چرا رگ زدی بی علتی
  6. شمارهٔ ۶۶ - صفت یار عقیقین دندانزرد کردی رخم به انده و غم
  7. شمارهٔ ۶۷ - صفت یار تیرگر باشددو گونه تیر داری بر کف و چشم
  8. شمارهٔ ۶۸ - صفت دلبر سقا باشدچون میل تو به آب همی بینم ای صنم
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.