پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۶۸ - صفت دلبر سقا باشد

چون میل تو به آب همی بینم ای صنم

مانند چشمه کردم من چشم خویشتن

سقا اگر همیشه کند سوی چشمه میل

بس چون که میل نیست تو را سوی چشم من

دانسته ای مگر که بود بی خلاف گرم

آن آب دیده ای که بود از غم و حزن

جانا بیا که سرد همی گردد آب چشم

هر گه که شد جدا دم سرد من از دهن

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۷۰ - صفت دلبر آهنگر گفتاگر آهنگریست پیشه تو
  2. شمارهٔ ۷۱ - در حق یار مسافر گویدیارم به سفر شد ای مسلمانان
  3. شمارهٔ ۷۲ - دل دلدار چو مغناطیس استای خجسته بر چو سیم تو را
  4. شمارهٔ ۷۳ - صفت دلبر قاضی باشدمن وقف کرده ام به تو مر دل را
  5. شمارهٔ ۷۴ - صفت یار هندسی گویدهندسی یاری ای یار عزیز
  6. شمارهٔ ۷۵ - ولهجانا ز حسن گشت رخ تو چو جان من
  7. شمارهٔ ۷۶ - صفت یار قلندر باشدتیغ قهرت چو به وقت اندر دست
  8. شمارهٔ ۷۷ - صفت دلبر خربنده بودآهنین پوش ندیدم چو تو سرو
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.