پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۷۵ - وله

جانا ز حسن گشت رخ تو چو جان من

وندر جمال خویش عیان شد گمان تو

جستی ز لشکری که کند لاش حسن تو

رستی ز آفتی که بپوشد رخان تو

از انده بنفشه بتا ارغوانت رست

در خار باز رست گل ارغوان تو

بازم رهان ز ظلمت هجران ز بهر آنک

ایمن شد از تباهی ظلمت رخان تو

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۷۷ - صفت دلبر خربنده بودآهنین پوش ندیدم چو تو سرو
  2. شمارهٔ ۷۸ - صفت دلبر گریان گفتهچون ابر مکن دیده را نگارا
  3. شمارهٔ ۷۹ - صفت دلبر حاجب گفتهای پسر حاجبی و محجوبی
  4. شمارهٔ ۸۰ - صفت یار زاهد عابدتو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست
  5. شمارهٔ ۸۱ - صفت دلبر قصاب بودآلت کشتن داری صنما غمزه و کارد
  6. شمارهٔ ۸۲ - صفت دلبر عطار بودعطر فروشی بتا تو دایم ازین روی
  7. شمارهٔ ۸۳ - صفت یار باغبان گفتهاز باغ مکن بیش بنفشه که بنفشه
  8. شمارهٔ ۸۴ - صفت یار آشناگر گفتنگارینا نرستی ز آب و در آب
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.