پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۸۱ - صفت دلبر قصاب بود

آلت کشتن داری صنما غمزه و کارد

زین دو ناکشته ز دستت نرهد جانوری

تو مرا جانی و چون با تو بوم جانوری

زنده گردم که ز دیدار تو یابم نظری

می بترسم که مرا روزی بکشی تو از آنک

جانور کشتن نزد تو ندارد خطری

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۸۳ - صفت یار باغبان گفتهاز باغ مکن بیش بنفشه که بنفشه
  2. شمارهٔ ۸۴ - صفت یار آشناگر گفتنگارینا نرستی ز آب و در آب
  3. شمارهٔ ۸۵ - صفت یار بربطی گفتهبتا زهره آسمان جمالی
  4. شمارهٔ ۸۶ - صفت یار تیغ زن گفتهآهخته چه داری مدام تیغت
  5. شمارهٔ ۸۷ - صفت دلبر طبیب بودای یار ماهروی طبیبی و حاذقی
  6. شمارهٔ ۸۸ - صفت دلبر منجم شدای منجم نگاه نجم جبین
  7. شمارهٔ ۸۹ - صفت یار فالگیر بودای فال گیر کودک فالم ز روی تو
  8. شمارهٔ ۹۰ - صفت دلبر دیباباف استدیبا بافی ای بت دیبا رخ
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.