پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۷۳ - صفت دلبر قاضی باشد

من وقف کرده ام به تو مر دل را

ویران چرا کنی دل من ای جان

گویی که قاضیم نه همانا که

قاضی بود که وقف کند ویران

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۷۵ - ولهجانا ز حسن گشت رخ تو چو جان من
  2. شمارهٔ ۷۶ - صفت یار قلندر باشدتیغ قهرت چو به وقت اندر دست
  3. شمارهٔ ۷۷ - صفت دلبر خربنده بودآهنین پوش ندیدم چو تو سرو
  4. شمارهٔ ۷۸ - صفت دلبر گریان گفتهچون ابر مکن دیده را نگارا
  5. شمارهٔ ۷۹ - صفت دلبر حاجب گفتهای پسر حاجبی و محجوبی
  6. شمارهٔ ۸۰ - صفت یار زاهد عابدتو زاهدی و دو زلف تو آفتاب پرست
  7. شمارهٔ ۸۱ - صفت دلبر قصاب بودآلت کشتن داری صنما غمزه و کارد
  8. شمارهٔ ۸۲ - صفت دلبر عطار بودعطر فروشی بتا تو دایم ازین روی
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.