پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۶۹ - صفت دلبر چنگی گوید

ای صنم چنگ زن چنگ ساز

فخر همه چنگ زنان جهان

چنگ تو در چنگ تو از چنگ تو

همچو من عشق تو کوژونوان

در غم هجران تو خاموش بود

از طرب وصل تو دارد فغان

روی تو گل چنگ تو بلبل ولی

بلبل بر گل شود افغان کنان

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۷۱ - در حق یار مسافر گویدیارم به سفر شد ای مسلمانان
  2. شمارهٔ ۷۲ - دل دلدار چو مغناطیس استای خجسته بر چو سیم تو را
  3. شمارهٔ ۷۳ - صفت دلبر قاضی باشدمن وقف کرده ام به تو مر دل را
  4. شمارهٔ ۷۴ - صفت یار هندسی گویدهندسی یاری ای یار عزیز
  5. شمارهٔ ۷۵ - ولهجانا ز حسن گشت رخ تو چو جان من
  6. شمارهٔ ۷۶ - صفت یار قلندر باشدتیغ قهرت چو به وقت اندر دست
  7. شمارهٔ ۷۷ - صفت دلبر خربنده بودآهنین پوش ندیدم چو تو سرو
  8. شمارهٔ ۷۸ - صفت دلبر گریان گفتهچون ابر مکن دیده را نگارا
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.