پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۶۲ - صفت یار عرق کرده بود

چو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی

بر آن دو عارض گلگون و آن دو زلف نگون

شگفت نیست ز آتش بکاهد آب ولی

ز آتش دلم آب دو دیده گشت فزون

چرا فروخته تر باشد آتش رخ تو

ز آب آن دو سیه زلفکان غالیه گون

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۶۴ - صفت دلبر نوخط باشدای لب تو چنانک زو در عمر
  2. شمارهٔ ۶۵ - صفت یار رگ زده گویدخود را چرا رگ زدی بی علتی
  3. شمارهٔ ۶۶ - صفت یار عقیقین دندانزرد کردی رخم به انده و غم
  4. شمارهٔ ۶۷ - صفت یار تیرگر باشددو گونه تیر داری بر کف و چشم
  5. شمارهٔ ۶۸ - صفت دلبر سقا باشدچون میل تو به آب همی بینم ای صنم
  6. شمارهٔ ۶۹ - صفت دلبر چنگی گویدای صنم چنگ زن چنگ ساز
  7. شمارهٔ ۷۰ - صفت دلبر آهنگر گفتاگر آهنگریست پیشه تو
  8. شمارهٔ ۷۱ - در حق یار مسافر گویدیارم به سفر شد ای مسلمانان
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.