پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۶۳ - صفت یار غیر مسلم خویش

ای بت زیبا کافر دلی و کافر دین

کفر و ایمان شده از زلف و رخت هر دو یقین

اگر آن ظلمت کاندر دل پر ظلمت توست

روز را بودی تاریک شدی روی زمین

وگر آن نور که بر دو رخ نورانی توست

در دلت بودی جای تو بدی خلد برین

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۶۵ - صفت یار رگ زده گویدخود را چرا رگ زدی بی علتی
  2. شمارهٔ ۶۶ - صفت یار عقیقین دندانزرد کردی رخم به انده و غم
  3. شمارهٔ ۶۷ - صفت یار تیرگر باشددو گونه تیر داری بر کف و چشم
  4. شمارهٔ ۶۸ - صفت دلبر سقا باشدچون میل تو به آب همی بینم ای صنم
  5. شمارهٔ ۶۹ - صفت دلبر چنگی گویدای صنم چنگ زن چنگ ساز
  6. شمارهٔ ۷۰ - صفت دلبر آهنگر گفتاگر آهنگریست پیشه تو
  7. شمارهٔ ۷۱ - در حق یار مسافر گویدیارم به سفر شد ای مسلمانان
  8. شمارهٔ ۷۲ - دل دلدار چو مغناطیس استای خجسته بر چو سیم تو را
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.