پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۵۴ - صفت دلبر خوشرو گفته

ای آفتاب حسن تو را آفتاب

سجده برد همچو من از آسمان

خردی تو و بزرگ تو را پایگاه

سال تو اندک و تو بسیار دان

چو آفتاب خردی در چشم خلق

لیکن رسیده نور تو در هر مکان

از فرقت تو بر من تاریک دهر

در وصلت تو روشن بر من جهان

در طبع تو همی ز تو زاید گهر

وز آفتاب زاید گوهر به کان

گر ز آفتاب نور بکاهد ز تو

چه فزایدم به چشم آب روان

نتوان به تو رسیدن جانا همی

در آفتاب و ماه رسش کی توان

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۵۶ - گفته در حق یار بازرگانای دلارام یار بازرگان
  2. شمارهٔ ۵۷ - صفت یار زرگر است این شعرتا کی تویی به تعبیه جنگ ساختن
  3. شمارهٔ ۵۸ - صفت دلبر دیبا بافستای بت دیبا رخان به دو رخ دیبا
  4. شمارهٔ ۵۹ - صفت یار به حج رفته بودبه حج شدی و من از اندهان هجرانت
  5. شمارهٔ ۶۰ - صفت یار روزه دار بودای بت شکر لب شیرین دهان
  6. شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفتهتا بدیدم که شد از دست تو ای جان پدر
  7. شمارهٔ ۶۲ - صفت یار عرق کرده بودچو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی
  8. شمارهٔ ۶۳ - صفت یار غیر مسلم خویشای بت زیبا کافر دلی و کافر دین
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.