پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۵۷ - صفت یار زرگر است این شعر

تا کی تویی به تعبیه جنگ ساختن

وین اسب کامگاری پیوسته تاختن

همواره کینه داری و پرخاش و مشغله

هرگز مرا به مهر ندانی نواختن

تو زرگری و من زر بگداختی مرا

زرگر چه کار دارد جز زر گداختن

پس چون که مر مرا نشناسی همی به حق

گر زر همیشه زرگر داند شناختن

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۵۹ - صفت یار به حج رفته بودبه حج شدی و من از اندهان هجرانت
  2. شمارهٔ ۶۰ - صفت یار روزه دار بودای بت شکر لب شیرین دهان
  3. شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفتهتا بدیدم که شد از دست تو ای جان پدر
  4. شمارهٔ ۶۲ - صفت یار عرق کرده بودچو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی
  5. شمارهٔ ۶۳ - صفت یار غیر مسلم خویشای بت زیبا کافر دلی و کافر دین
  6. شمارهٔ ۶۴ - صفت دلبر نوخط باشدای لب تو چنانک زو در عمر
  7. شمارهٔ ۶۵ - صفت یار رگ زده گویدخود را چرا رگ زدی بی علتی
  8. شمارهٔ ۶۶ - صفت یار عقیقین دندانزرد کردی رخم به انده و غم
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.