پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۵۳ - صفت یار خال در چشم است

ای روی تو چون تخته سیمین و نبشته

دو صاد و دو جیم از تبتی مشک در آن سیم

بر صاد فتادست مگر نقطه جیمت

با نقطه شده صادت و بی نقطه شده جیم

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۵۵ - صفت دلبر صیاد بودای بت صیاد جز از تو که دید
  2. شمارهٔ ۵۶ - گفته در حق یار بازرگانای دلارام یار بازرگان
  3. شمارهٔ ۵۷ - صفت یار زرگر است این شعرتا کی تویی به تعبیه جنگ ساختن
  4. شمارهٔ ۵۸ - صفت دلبر دیبا بافستای بت دیبا رخان به دو رخ دیبا
  5. شمارهٔ ۵۹ - صفت یار به حج رفته بودبه حج شدی و من از اندهان هجرانت
  6. شمارهٔ ۶۰ - صفت یار روزه دار بودای بت شکر لب شیرین دهان
  7. شمارهٔ ۶۱ - در حق دلبر کاتب گفتهتا بدیدم که شد از دست تو ای جان پدر
  8. شمارهٔ ۶۲ - صفت یار عرق کرده بودچو اشک ابر به گل برچکیده بینم خوی
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.