پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

شهرآشوب

شمارهٔ ۴۶ - سبل چشم خویش را گوید

ز بس که در غم هجرت ز دیده ریزم آب

به دیدگان من ای دوست راه یافت خلل

سبل گرفت مرا دیده و تو می گویی

به غمزه برگیر از روی دو دیده سبل

ادامه‌ی شهرآشوب

  1. شمارهٔ ۴۸ - صفت یار فلسفی گویدبه علم فلسفه چندین چه نازی
  2. شمارهٔ ۴۹ - صفت دلبر طبال کندطبل از وصل تو چنان نالد
  3. شمارهٔ ۵۰ - در حق دلبر نقاش بودبخواست کاغذ و برداشت آن نگار قلم
  4. شمارهٔ ۵۱ - صفت یار باغبان باشدای روی تو باغ و باغبانی تو
  5. شمارهٔ ۵۲ - صفت یار لشکری گویدآمد به عرض گاه دلارام من فراز
  6. شمارهٔ ۵۳ - صفت یار خال در چشم استای روی تو چون تخته سیمین و نبشته
  7. شمارهٔ ۵۴ - صفت دلبر خوشرو گفتهای آفتاب حسن تو را آفتاب
  8. شمارهٔ ۵۵ - صفت دلبر صیاد بودای بت صیاد جز از تو که دید
همه‌ی شهرآشوب ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.