پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۸۸ - از بخت همیشه سرنگونم

از بخت همیشه سرنگونم

زیرا که چو دیگران نه دونم

زین عمر که کاست انده دل

هر روز همی شود فزونم

زیبد که منی کنم ازیراک

از دل میم و ز پشت نونم

ای چرخ تو چندم آزمایی

زر و گهری به آزمونم

پیوسته ز بهر تنگ زندان

چون مار همی کنی فسونم

جز بر تن و جان من نکویی

از خلق بر تن من زبونم

در حبس بدین چنین زمستان

ترسم که فزون شود جنونم

بگداخت ز گریه دیدگانم

در سر باشد فسرده خونم

پر پنبه و آرد شد در و بام

من گرسنه و برهنه چونم

هر چند به کام و رأی من نیست

بخت بد و دولت زبونم

گنگیست چو چوب همنشینم

کوریست چو سنگ رهنمونم

شکر ایزد را که اندرین حبس

از دیدن سفلگان مصونم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۰ - ز بیم بلا آنچه دانم نگویمضعیفم به جان وز ضعیفی چنانم
  2. شمارهٔ ۹۱ - ای جوانی تو را کجا جویمای جوانی تو را کجا جویم
  3. شمارهٔ ۹۲ - شکوه از مویپیوسته من از سپید مویی
  4. شمارهٔ ۹۳ - حقگزاری از خواجه مظفراز خواجه مظفر کریوه
  5. شمارهٔ ۹۴ - هزلبتی یافتم دوش گفتم به حرص
  6. شمارهٔ ۹۵ - از زبان ملک ارسلان گویدمن مایه عدل و مایه جودم
  7. شمارهٔ ۹۶ - مدح و شکرانچه خدمت کرد شاها بنده تو
  8. شمارهٔ ۹۷ - ستایشملکا بنشین بر تخت به کام
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.