پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۸۷ - دست بدان قبضه خنجر زدیم

گردن و گوش غزل و مدح را

بی حد پیرایه و زیور زدیم

بی مر با بخت در آویختیم

با فلک سفله بسی سر زدیم

سود ندیدیم ز نوک قلم

دست بدان قبضه خنجر زدیم

خیره فرو ماند فلک زانکه ما

بر بت و بتخانه و بتگر زدیم

از قبل بچه آزر به تیغ

آتش در قبله آزر زدیم

وز پی این آهو چشمان باغ

با همه شیران جهان بر زدیم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۹ - نداند حقیقت که من کیستمچه کین است با من فلک را بدل
  2. شمارهٔ ۹۰ - ز بیم بلا آنچه دانم نگویمضعیفم به جان وز ضعیفی چنانم
  3. شمارهٔ ۹۱ - ای جوانی تو را کجا جویمای جوانی تو را کجا جویم
  4. شمارهٔ ۹۲ - شکوه از مویپیوسته من از سپید مویی
  5. شمارهٔ ۹۳ - حقگزاری از خواجه مظفراز خواجه مظفر کریوه
  6. شمارهٔ ۹۴ - هزلبتی یافتم دوش گفتم به حرص
  7. شمارهٔ ۹۵ - از زبان ملک ارسلان گویدمن مایه عدل و مایه جودم
  8. شمارهٔ ۹۶ - مدح و شکرانچه خدمت کرد شاها بنده تو
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.