پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۹۴ - هزل

بتی یافتم دوش گفتم به حرص

که امشب جماعی فراوان کنم

رگ من بخسبید و خفته بماند

ندانستمش تا چه درمان کنم

بدو گفتم ار چاره آن کنی

که این لت شود تا در انبان کنم

حقیقت تو را آنچه باید ز من

به جای تو از مردمی آن کنم

مرا گفت اگر زآنکه موسی شوم

عصای تو در دست ثعبان کنم

چه خواهی ز من من نه عیسی شوم

که اندر چنین مرده ای جان کنم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۶ - مدح و شکرانچه خدمت کرد شاها بنده تو
  2. شمارهٔ ۹۷ - ستایشملکا بنشین بر تخت به کام
  3. شمارهٔ ۹۸ - ثناگستریابرم که همی ز دریا بردارم
  4. شمارهٔ ۹۹ - ستایشگریای بزرگی که همتت گوید
  5. شمارهٔ ۱۰۰ - مدحای تو بحر و فضایل تو درر
  6. شمارهٔ ۱۰۱ - ای بخت بدای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد
  7. شمارهٔ ۱۰۲ - به خواجه ابراهیمای نسیم صبا تحیت من
  8. شمارهٔ ۱۰۳ - مرثیت امیر یعقوباز وفات امیر یعقوبم
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.