پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۹۹ - ستایشگری

ای بزرگی که همتت گوید

من به قدر آسمان دوارم

مهر مانند بر جهان تابم

ابر کردار بر زمین بارم

من که مسعود سعد سلمانم

خویش را بنده تو انگارم

خدمتت را به دیده کوشانم

مجلست را به جان خریدارم

ور چنین نیست اینکه می گویم

از خدا و رسول بیزارم

بی تو داند خدای عزوجل

کز همه شادیی بر انکارم

پس چه سازم که بس پریشانم

چیست حیلت که بس گرانبارم

من که دل پر ز نقطه ام بسیار

گرچه سرگشته تر ز پرگارم

همه آفاق می بباید گشت

راست گوئی سپهر سیارم

این همه هست و هیچ غم نخورم

طبع روشن به دیو نسپارم

من ز بی باک روزگار حرون

باک دارم که چون تویی دارم

لیک امروز هم به نعمت تو

که ز یک چیز بس دل افگارم

همه یادند و من فراموشم

تو چه گویی نباید آزارم

بس لطیفی و هم بدین معنی

که کنی آرزوی دیدارم

هر چه خواهی بکن که در همه عمر

نیست جز مدح و شکر تو کارم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۱ - ای بخت بدای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد
  2. شمارهٔ ۱۰۲ - به خواجه ابراهیمای نسیم صبا تحیت من
  3. شمارهٔ ۱۰۳ - مرثیت امیر یعقوباز وفات امیر یعقوبم
  4. شمارهٔ ۱۰۴ - مطایبهاین چنین روز مر حریفان را
  5. شمارهٔ ۱۰۵ - مدیحچو من جریده اشعار خویش عرض کنم
  6. شمارهٔ ۱۰۶ - ثناگریبه خدمت آمد فرخنده فصل فروردین
  7. شمارهٔ ۱۰۷ - مطایبهدوشم جمازه به کف آمد کش
  8. شمارهٔ ۱۰۸ - ای خوشا در بوستان با دوستانبوستان شد همچو روی دوستان
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.