پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۷ - مطایبه

دوشم جمازه به کف آمد کش

با بور خویش گفتم جولان کن

الحق معید بچه دیدم

گفتمش گفتگوی به پایان کن

ما را فروش جامه ها کنند

کار سپید چرخ به سامان کن

گفتا تو این ز من نخری دانم

گفتم خرم بهاش تو ارزان کن

ور دل نمی دهدت که بفروشی

اینک به دست سرخ گروگان کن

بشنو ز من گر هوای ما داری

این کن که منت گفتم فرمان کن

گر کارکرد او تو نپسندی

او را بدآنچه خواهی تاوان کن

بر پای جست سرخ بدو گفتم

کاین دردمند را درمان کن

قدش بدید و گفت بنامیزد

از چشم بد جمالش پنهان کن

گفتم که شبروست عسس پیشه

این را بگیر و زود به زندان کن

گفت این به دست من چه کنم این را

گفتم تنور داری بریان کن

چون نیمه ای به حیله درون کردم

گفت ای خدای بر من آسان کن

وقف است بر غریبان این خانه

کت گفت وقف خلق و پیران کن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۹ - بخل کوهگرچه پیوسته همه از زر و سیم
  2. شمارهٔ ۱۱۰ - پندراز در گرمی سخن زنهار
  3. شمارهٔ ۱۱۱ - وصف ناچخ شاهای عجب ناچخ دو مهره او
  4. شمارهٔ ۱۱۲ - مدح سید رئیس ابن حسنافتخار زمین و فخر و زمن
  5. شمارهٔ ۱۱۳ - به ابوالفرج رونی نویسدای خواجه بوالفرج نکنی یاد من
  6. شمارهٔ ۱۱۴ - چون بدیدم به دیده تحقیقچون بدیدم به دیده تحقیق
  7. شمارهٔ ۱۱۵ - ستایشای گشته ملک ساکن ز امر روان تو
  8. شمارهٔ ۱۱۶ - بهار نوملک نو و شاه نو نوروز و بهار نو
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.