پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۳ - مرثیت امیر یعقوب

از وفات امیر یعقوبم

تازه تر شد وقاحت عالم

آنچنان شخص را که یار نداشت

جان ستاند چه گویم اینت ستم

گوهری بود در هنر که ازو

فخر می کرد گوهر آدم

گفت و از گفته برنتافت عنان

کرده و از کرده برنداشت قدم

پشت عمرش به خم شد و هرگز

گردن نخوتش نگشت به خم

بر سخن بود نیک چیره سوار

در هنر بود بس بلند علم

در سرآوردش آخر ای عجبی

پویه اشهب و تگ ادهم

که کند پیش باز در که گشاد

گره و بند مشکل و مبهم

پس ازو روز فضل و دانش و علم

نبود هیچ روشن و خرم

نگشاید دهان به طبع دوات

به نبندد میان به طوع قلم

خشک شد خشک مرغزار ادب

تیره شد تیره جویبار حکم

تعزیت کرد کی تواند صبر

مرثیت گفت کی تواند غم

که نشسته ست وایستاده به جد

نثر در سوک و نظم در ماتم

جان ما را همی بپالد تف

جسم ما را همی بکوبد نم

ملک اهل فضل بی جان شد

چه شگفتی که بی دلند حشم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۵ - مدیحچو من جریده اشعار خویش عرض کنم
  2. شمارهٔ ۱۰۶ - ثناگریبه خدمت آمد فرخنده فصل فروردین
  3. شمارهٔ ۱۰۷ - مطایبهدوشم جمازه به کف آمد کش
  4. شمارهٔ ۱۰۸ - ای خوشا در بوستان با دوستانبوستان شد همچو روی دوستان
  5. شمارهٔ ۱۰۹ - بخل کوهگرچه پیوسته همه از زر و سیم
  6. شمارهٔ ۱۱۰ - پندراز در گرمی سخن زنهار
  7. شمارهٔ ۱۱۱ - وصف ناچخ شاهای عجب ناچخ دو مهره او
  8. شمارهٔ ۱۱۲ - مدح سید رئیس ابن حسنافتخار زمین و فخر و زمن
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.