پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۵ - مدیح

چو من جریده اشعار خویش عرض کنم

نخست یابم نام تو بر سر دیوان

سزد که نام من ای نامدار ثبت کنی؟

به کلک غفلت در متن دفتر نسیان

مرا مدار به طبع هنر گران و سبک

که من به سایه سبک هستم و به طبع گران

بجز مراد نکویی نکو مدار که من

بهر نکویی حقم به هر بها ارزان

همیشه تا به جهان خالی و تهی نبود

جواهر از اعراض و عناصر از ارکان

دو حال نیک و بد آرد همی ز هفت فلک

به هفت کوکب در پنج حس و چار ارکان

چو سرو و لاله بناز و چو صبح و باغ بخند

چو مهر و ماه بتاب و چو عقل و روح بمان

خجسته دولت و فرخنده بخت تو همه سال

چو آفتاب منیر و چو نوبهار جوان

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۷ - مطایبهدوشم جمازه به کف آمد کش
  2. شمارهٔ ۱۰۸ - ای خوشا در بوستان با دوستانبوستان شد همچو روی دوستان
  3. شمارهٔ ۱۰۹ - بخل کوهگرچه پیوسته همه از زر و سیم
  4. شمارهٔ ۱۱۰ - پندراز در گرمی سخن زنهار
  5. شمارهٔ ۱۱۱ - وصف ناچخ شاهای عجب ناچخ دو مهره او
  6. شمارهٔ ۱۱۲ - مدح سید رئیس ابن حسنافتخار زمین و فخر و زمن
  7. شمارهٔ ۱۱۳ - به ابوالفرج رونی نویسدای خواجه بوالفرج نکنی یاد من
  8. شمارهٔ ۱۱۴ - چون بدیدم به دیده تحقیقچون بدیدم به دیده تحقیق
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.