پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۴ - مطایبه

این چنین روز مر حریفان را

پای باید کشید در دامن

میزبان نیز کعبتین خزان

سیم آسا ز خانه روشن

این چه گوید که هفت بخشیده

وآن دگر گویدش بزن بر من

گویدش میز نصر آزاده

می نبینی سبک مترس و بزن

باز سرهنگ ابوالحسن گوید

بزن وگرنه کعبتین بفکن

این و آن را به دم علی ناییست

کند انکار ده و به زرق و به فن

سوسو اندر میان نشسته چو شیر

با یکی دوست با یکی دشمن

دستها را برهنه کرده تمام

راست چون دست های بابیزن

سخن از هفتم آسمان گوید

پنج شش جای پاره پیراهن

دعوی ده کند که در خانش

به خدای ار علف بود یک من

زخم های برهنه کرده بره

دست از دست باشدش بشکن

زان حلال و حرام باغ و زرع

می خورد همچو شکر و روغن

باز نور زیاده قمره زده

مانده بر بسته همچو چوب دهن

گاه گوید ز درد دل یارب

گاه خارد ز زخم بد گردن

پسران نجیب ایزد یار

کرد بیرون نهاده با دو سه تن

گر ببردند برجهند که بیش

نتوان بست پایشان به رسن

ور نمانند هیچ آن گویند

که بود راست بابت گلخن

دانی آنگاه تا چگونه رود

از ثناهای خوب و مادر و زن

وآن مجاهز شماره های جهیز

کرده و تازه گشته همچو سمن

ای برادر به گرد سیم برآی

بر نیاید جهیز تو به سخن

گر بخواهی که تخم جمع شود

بیش خویشش تریز چون خرمن

مایه باید که سود بربندی

ورنه برخیز و خیره ریش مکن

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۶ - ثناگریبه خدمت آمد فرخنده فصل فروردین
  2. شمارهٔ ۱۰۷ - مطایبهدوشم جمازه به کف آمد کش
  3. شمارهٔ ۱۰۸ - ای خوشا در بوستان با دوستانبوستان شد همچو روی دوستان
  4. شمارهٔ ۱۰۹ - بخل کوهگرچه پیوسته همه از زر و سیم
  5. شمارهٔ ۱۱۰ - پندراز در گرمی سخن زنهار
  6. شمارهٔ ۱۱۱ - وصف ناچخ شاهای عجب ناچخ دو مهره او
  7. شمارهٔ ۱۱۲ - مدح سید رئیس ابن حسنافتخار زمین و فخر و زمن
  8. شمارهٔ ۱۱۳ - به ابوالفرج رونی نویسدای خواجه بوالفرج نکنی یاد من
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.