پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۱۰۰ - مدح

ای تو بحر و فضایل تو درر

وای تو چرخ و مکارم تو نجوم

ای به حری به هر زبان ممدوح

وی به رادی به هر مکان مخدوم

لیکن اینجا موانعی است مرا

که در آن هست عذر من معلوم

زی تو خواهم همی که بفرستم

هر دو سه روز خدمتی منظوم

سخنان را چگونه جمع کند

خاطر بر بلا شده مقسوم

چرخ با سعد و نحس اگر گردد

همه یمن زمانه بر من شوم

طبع من موم بود و کردش سنگ

نقش بر سنگ بود و کردش موم

بخت بد کرد هر چه کرد به من

نیستم چون ز بخت بد مظلوم

ور نه جز خود همی که داند کرد

چون منی را ز چون تویی محروم

نه عجب گر ز بخت بد گردم

بهر خلق چو مشک تو مزکوم

سیدی حق من رعایت کن

بازخر مر مرا ز چرخ ظلوم

مصطفی گفت هر عزیز که او

به دلیلی فتد بود مرحوم

داند ایزد که من به کدیه طبع

از ضرورت نمی شوم مرسوم

تا همی از خرد به طبع اندر

منقسم نیست نقطه موهوم

باد جاه تو را زمانه رهی

باد رایی تو را سپهر خدوم

نه ز رای تو فرخی زایل

نه ز طبع تو خرمی معدوم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۱۰۲ - به خواجه ابراهیمای نسیم صبا تحیت من
  2. شمارهٔ ۱۰۳ - مرثیت امیر یعقوباز وفات امیر یعقوبم
  3. شمارهٔ ۱۰۴ - مطایبهاین چنین روز مر حریفان را
  4. شمارهٔ ۱۰۵ - مدیحچو من جریده اشعار خویش عرض کنم
  5. شمارهٔ ۱۰۶ - ثناگریبه خدمت آمد فرخنده فصل فروردین
  6. شمارهٔ ۱۰۷ - مطایبهدوشم جمازه به کف آمد کش
  7. شمارهٔ ۱۰۸ - ای خوشا در بوستان با دوستانبوستان شد همچو روی دوستان
  8. شمارهٔ ۱۰۹ - بخل کوهگرچه پیوسته همه از زر و سیم
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.