پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۹۵ - از زبان ملک ارسلان گوید

من مایه عدل و مایه جودم

سلطان ملک ارسلان مسعودم

خورشید جهان فروز شد رأیم

باران زمین نگار شد جودم

محمود خصال و رسم و ره رانم

زیرا شرف نژاد محمودم

با قوت و قدرت سلیمانم

زیرا از اصل و نسل داودم

خورشید ملوک هفت اقلیمم

تا سایه کردگار معبودم

ایزد داند که جز رضای او

از ملک نبود و نیست مقصودم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۷ - ستایشملکا بنشین بر تخت به کام
  2. شمارهٔ ۹۸ - ثناگستریابرم که همی ز دریا بردارم
  3. شمارهٔ ۹۹ - ستایشگریای بزرگی که همتت گوید
  4. شمارهٔ ۱۰۰ - مدحای تو بحر و فضایل تو درر
  5. شمارهٔ ۱۰۱ - ای بخت بدای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد
  6. شمارهٔ ۱۰۲ - به خواجه ابراهیمای نسیم صبا تحیت من
  7. شمارهٔ ۱۰۳ - مرثیت امیر یعقوباز وفات امیر یعقوبم
  8. شمارهٔ ۱۰۴ - مطایبهاین چنین روز مر حریفان را
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.