پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۹۷ - ستایش

ملکا بنشین بر تخت به کام

می مشکین خور در زرین جام

هیبت سوزان خود خنجر توست

بر مکش خنجر زرین ز نیام

حشمت عدل علایی به جهان

قهرمان تو تمام است تمام

مر تو را چرخ مطیع است مطیع

مر تو را دهر غلام است غلام

مملکت بر تو حلال است حلال

بر همه جز تو حرام است حرام

وآنکه از شاهان جز چاکر توست

در همه عصر کدام است کدام

طالعی داری مسعود به قال

زآنکه تو شاهی مسعود بنام

تا بود تخت تو بر تخت نشین

تا بود ملک تو در ملک خرام

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۹ - ستایشگریای بزرگی که همتت گوید
  2. شمارهٔ ۱۰۰ - مدحای تو بحر و فضایل تو درر
  3. شمارهٔ ۱۰۱ - ای بخت بدای بخت بد که هیچ نبودم من از تو شاد
  4. شمارهٔ ۱۰۲ - به خواجه ابراهیمای نسیم صبا تحیت من
  5. شمارهٔ ۱۰۳ - مرثیت امیر یعقوباز وفات امیر یعقوبم
  6. شمارهٔ ۱۰۴ - مطایبهاین چنین روز مر حریفان را
  7. شمارهٔ ۱۰۵ - مدیحچو من جریده اشعار خویش عرض کنم
  8. شمارهٔ ۱۰۶ - ثناگریبه خدمت آمد فرخنده فصل فروردین
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.