پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۸۹ - نداند حقیقت که من کیستم

چه کین است با من فلک را بدل

که هر روز یک غم کند نیستم

ازین زیستن هیچ سودم نبود

هوایی همی بیهده زیستم

اگر مهربانی بپرسد مرا

چه گویم ازین عمر بر چیستم

از آن طیره گشتم که بخت بدم

بخندید بر من چو بگریستم

بدان حمل کردم که گردون همی

نداند حقیقت که من کیستم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۱ - ای جوانی تو را کجا جویمای جوانی تو را کجا جویم
  2. شمارهٔ ۹۲ - شکوه از مویپیوسته من از سپید مویی
  3. شمارهٔ ۹۳ - حقگزاری از خواجه مظفراز خواجه مظفر کریوه
  4. شمارهٔ ۹۴ - هزلبتی یافتم دوش گفتم به حرص
  5. شمارهٔ ۹۵ - از زبان ملک ارسلان گویدمن مایه عدل و مایه جودم
  6. شمارهٔ ۹۶ - مدح و شکرانچه خدمت کرد شاها بنده تو
  7. شمارهٔ ۹۷ - ستایشملکا بنشین بر تخت به کام
  8. شمارهٔ ۹۸ - ثناگستریابرم که همی ز دریا بردارم
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.