پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۹۰ - ز بیم بلا آنچه دانم نگویم

ضعیفم به جان وز ضعیفی چنانم

که از سختی جان کشیدن به جانم

به دل خونم آری به جان در گزندم

به رخ زردم آری به تن ناتوانم

همه شاخ خشکست در مرغزارم

همه نجم نحس است بر آسمانم

اگر آنچه هست اندرین دل برآرم

ز آتش چو انگشت گردد زبانم

ز بیم بلا آنچه دانم نگویم

ز رنج و عنا آنچه گویم ندانم

ز گردون جز این نیست سودم که هر شب

به یک روز از عمر خود بر زیانم

به هر معنیی کم بدان حاجت آید

سخن از ثری بر ثریا رسانم

وگر بر براعت سواری نمایم

سپهر برین بر نتابد عنانم

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۹۲ - شکوه از مویپیوسته من از سپید مویی
  2. شمارهٔ ۹۳ - حقگزاری از خواجه مظفراز خواجه مظفر کریوه
  3. شمارهٔ ۹۴ - هزلبتی یافتم دوش گفتم به حرص
  4. شمارهٔ ۹۵ - از زبان ملک ارسلان گویدمن مایه عدل و مایه جودم
  5. شمارهٔ ۹۶ - مدح و شکرانچه خدمت کرد شاها بنده تو
  6. شمارهٔ ۹۷ - ستایشملکا بنشین بر تخت به کام
  7. شمارهٔ ۹۸ - ثناگستریابرم که همی ز دریا بردارم
  8. شمارهٔ ۹۹ - ستایشگریای بزرگی که همتت گوید
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.