پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۷۰ - حسب الحال

منم امروز بسته در سمجی

چشم بر دوخته چو مار گریز

هست پیراهنی و شلواری

نیست بر هر دو نیفه و تیریز

بر جهان دارم و روا دارم

گر بپیمائیم به کون قفیز

راضیم گر مرا به هر دینار

بدهد روزگار نیم پشیز

ابلهی کن برو که بره فروش

بره نفروشدت به عقل و تمیز

چیز باید که کار در عالم

حیز دارد که خاک بر سر حیز

تن بده قلب را که در گیتی

زر همه روی گشت و از ارزیز

آنچه یابی به شکر باش به شکر

وانچه داری عزیز دار عزیز

کانچه کم شد چنان نیابی بیش

وانچه گم شد چنان نیابی نیز

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۲ - بر فوت محمد علویبر وفات محمد علوی
  2. شمارهٔ ۷۳ - توصیف پیلعجب از دیو پیکری کاو را
  3. شمارهٔ ۷۴ - نبشتن ز گفتن مهمتر شناسنبشتن ز گفتن مهمتر شناس
  4. شمارهٔ ۷۵ - یک زمان در بهشتیک زمان در بهشت بودم دوش
  5. شمارهٔ ۷۶ - تلون چرخچرخ هر لحظه ای دگر گردد
  6. شمارهٔ ۷۷ - مرثیتخون همی بارم از دو دیده سرد
  7. شمارهٔ ۷۸ - مدحسخا زریست کز همت زند رای تو بر سنگش
  8. شمارهٔ ۷۹ - تقاضای تیولخسروا بود و هست خواهد بود
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.