پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۷۷ - مرثیت

خون همی بارم از دو دیده سرد

بر وفات محمد خراش

رازها داشتم نهان چون جان

که خرد گفته بود در دل باش

چون مرا خون دیده جوش گرفت

کرد راز نهفته را همه فاش

از لطافت بهار عشرت بود

زین قبل بیشتر نبود بقاش

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۹ - تقاضای تیولخسروا بود و هست خواهد بود
  2. شمارهٔ ۸۰ - برتری قلم به تیغفلک اندر دمید پنداری
  3. شمارهٔ ۸۱ - در ده روشن رحیقای صنم ماهروی در ده روشن رحیق
  4. شمارهٔ ۸۲ - پیریگر کنم جامه ها ز پیری چاک
  5. شمارهٔ ۸۳ - خشک و خالیاز من و تو همی بخواهد ماند
  6. شمارهٔ ۸۴ - با این همه شهرتمعروف تر از من به جهان نیست خردمند
  7. شمارهٔ ۸۵ - چشم و بینی ببست عزرائیلجای تحسین چو دست مرگ از این
  8. شمارهٔ ۸۶ - بوالفضایلوالا مردست بوالفضایل
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.