پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۷۶ - تلون چرخ

چرخ هر لحظه ای دگر گردد

زان به ما بر دگر شود رایش

زان فرا پیش بایدم که چو ماه

کاهش خلق هست ز افزایش

از تنم زان بجست بی معنی

که ازینسان خراب شد جایش

جانم از تن همی بخواست گریخت

غم یکی بند گشت بر پایش

می شادی ز غم که مشفق دار

وقت سختی نمود بخشایش

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۸ - مدحسخا زریست کز همت زند رای تو بر سنگش
  2. شمارهٔ ۷۹ - تقاضای تیولخسروا بود و هست خواهد بود
  3. شمارهٔ ۸۰ - برتری قلم به تیغفلک اندر دمید پنداری
  4. شمارهٔ ۸۱ - در ده روشن رحیقای صنم ماهروی در ده روشن رحیق
  5. شمارهٔ ۸۲ - پیریگر کنم جامه ها ز پیری چاک
  6. شمارهٔ ۸۳ - خشک و خالیاز من و تو همی بخواهد ماند
  7. شمارهٔ ۸۴ - با این همه شهرتمعروف تر از من به جهان نیست خردمند
  8. شمارهٔ ۸۵ - چشم و بینی ببست عزرائیلجای تحسین چو دست مرگ از این
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.