پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۷۹ - تقاضای تیول

خسروا بود و هست خواهد بود

روزگارت رهی و چرخ مطیع

ملک را قدر تو سپهر بلند

عدل را همت تو حصن منیع

نه ز طبع تو هست جود شگفت

نه ز خورشید هست نور بدیع

هر مرادی که خواست بنده ز شاه

یافت بی هیچ رنج و هیچ شفیع

ماند یک آرزو بخواهد گفت

چشم دارد همی ز رای رفیع

این دو ده را که بنده را بخشید

تازه گردان کرامت توقیع

گر همی بنده وقف خواهد کرد

بر همه مردمان شریف و وضیع

شاه باشد در آن ثواب شریک

و هو عندالاله لیس یضیع

تا همی بر سپهر آینه گون

سیر اختر بود بطی ء و سریع

باد روشن شب تو همچون روز

باد خرم خریف تو چو ربیع

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۱ - در ده روشن رحیقای صنم ماهروی در ده روشن رحیق
  2. شمارهٔ ۸۲ - پیریگر کنم جامه ها ز پیری چاک
  3. شمارهٔ ۸۳ - خشک و خالیاز من و تو همی بخواهد ماند
  4. شمارهٔ ۸۴ - با این همه شهرتمعروف تر از من به جهان نیست خردمند
  5. شمارهٔ ۸۵ - چشم و بینی ببست عزرائیلجای تحسین چو دست مرگ از این
  6. شمارهٔ ۸۶ - بوالفضایلوالا مردست بوالفضایل
  7. شمارهٔ ۸۷ - دست بدان قبضه خنجر زدیمگردن و گوش غزل و مدح را
  8. شمارهٔ ۸۸ - از بخت همیشه سرنگونماز بخت همیشه سرنگونم
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.