پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۸۲ - پیری

گر کنم جامه ها ز پیری چاک

زآن ندارد به جبه پیری باک

گر نشاطی که در تن آمده بود

به جوانی نشد به پیری پاک

مژده مرگ پیری آرد و بس

گر کند در جهان پیری خاک

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۸۴ - با این همه شهرتمعروف تر از من به جهان نیست خردمند
  2. شمارهٔ ۸۵ - چشم و بینی ببست عزرائیلجای تحسین چو دست مرگ از این
  3. شمارهٔ ۸۶ - بوالفضایلوالا مردست بوالفضایل
  4. شمارهٔ ۸۷ - دست بدان قبضه خنجر زدیمگردن و گوش غزل و مدح را
  5. شمارهٔ ۸۸ - از بخت همیشه سرنگونماز بخت همیشه سرنگونم
  6. شمارهٔ ۸۹ - نداند حقیقت که من کیستمچه کین است با من فلک را بدل
  7. شمارهٔ ۹۰ - ز بیم بلا آنچه دانم نگویمضعیفم به جان وز ضعیفی چنانم
  8. شمارهٔ ۹۱ - ای جوانی تو را کجا جویمای جوانی تو را کجا جویم
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.