پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۷۱ - مرثیه عطای یعقوب

عطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم

شدی و نبود بیشم ز مرگ هیچ هراس

دریغ لفظی بر همه نمط همه گوهر

دریغ طبعی بر هر گهر همه الماس

سپهر معطی شانست و هیچ عیب نبود

اگر به چون تو عطا بر جهان نهاد سپاس

و گرت بستد و رشک آمدش عجب نبود

که در کمال و بزرگی تو را نبود قیاس

گر بگرید بر تو فلک روا باشد

که بیش چو تو نبیند جهان مردشناس

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۳ - توصیف پیلعجب از دیو پیکری کاو را
  2. شمارهٔ ۷۴ - نبشتن ز گفتن مهمتر شناسنبشتن ز گفتن مهمتر شناس
  3. شمارهٔ ۷۵ - یک زمان در بهشتیک زمان در بهشت بودم دوش
  4. شمارهٔ ۷۶ - تلون چرخچرخ هر لحظه ای دگر گردد
  5. شمارهٔ ۷۷ - مرثیتخون همی بارم از دو دیده سرد
  6. شمارهٔ ۷۸ - مدحسخا زریست کز همت زند رای تو بر سنگش
  7. شمارهٔ ۷۹ - تقاضای تیولخسروا بود و هست خواهد بود
  8. شمارهٔ ۸۰ - برتری قلم به تیغفلک اندر دمید پنداری
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.