پرش به محتوای اصلی
مسعود سعد سلمان مسعود سعد سلمان

مقطعات

شمارهٔ ۶۹ - ستایش و تشجیع خویش

تو ای تن برامش میا و مرو

تو ای سر به شادی مخسب و مخیز

تو ای دل دژم باش و هموار باش

تو ای دیده خون ریز و پیوسته ریز

نبینید پیری که جان مرا

نشسته ست چون شیری اندر نخیز

بناگوش من پر ز شمشیر کرد

ز موی سپید اینت کین و ستیز

عجب می کند زان بناگوش من

که هرگز ندیده ست شمشیر تیز

از آن رو که با تیغ تیز آشنا

مر او را نبوده ست در رستخیز

شناسد مرا تیغ بران که کس

ندیده ست پشت مرا در گریز

چو نیزه روم در اجل بند بند

اگر همچو جوشن شوم ریز ریز

ادامه‌ی مقطعات

  1. شمارهٔ ۷۱ - مرثیه عطای یعقوبعطای یعقوب از مرگ تو هراسیدم
  2. شمارهٔ ۷۲ - بر فوت محمد علویبر وفات محمد علوی
  3. شمارهٔ ۷۳ - توصیف پیلعجب از دیو پیکری کاو را
  4. شمارهٔ ۷۴ - نبشتن ز گفتن مهمتر شناسنبشتن ز گفتن مهمتر شناس
  5. شمارهٔ ۷۵ - یک زمان در بهشتیک زمان در بهشت بودم دوش
  6. شمارهٔ ۷۶ - تلون چرخچرخ هر لحظه ای دگر گردد
  7. شمارهٔ ۷۷ - مرثیتخون همی بارم از دو دیده سرد
  8. شمارهٔ ۷۸ - مدحسخا زریست کز همت زند رای تو بر سنگش
همه‌ی مقطعات ←

مسعود سعد سلمان درباره‌ی مسعود سعد سلمان

مسعود بن سعد بن سلمان شاعر نامی نیمهٔ دوم قرن پنجم و نیمه اول قرن ششم هجری قمری است. اصل او از همدان بوده و بین سالهای ۴۳۸ تا ۴۴۰ در لاهور زاده شده است. منصوب بودن در مشاغل دیوانی موجب دو بار و مجموعاً ۱۸سال زندانی شدن وی شد. بعد از رهایی از دومین دورهٔ اسارت به سمت کتابداری سلطان مسعود و بعد از او عضدالدوله شیرزاد بن...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.