پرش به محتوای اصلی
مهستی گنجوی

مهستی گنجوی

رباعیات «نسخهٔ دوم»

۱۶۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱ قصاب چنانکه عادت اوست مرا
  2. شمارهٔ ۲ دی گفتمش آن خوش پسر درزی را
  3. شمارهٔ ۳ ای ترک پسر به حرمتت ننگریا
  4. شمارهٔ ۴ حمامی را بگو گرت هست صواب
  5. شمارهٔ ۵ با خلق به داوری بود قاضی چرخ
  6. شمارهٔ ۶ گفتی که مرا بیتو بسی غمخواره است
  7. شمارهٔ ۷ چون نیست ز هرچه هست جز باد به دست
  8. شمارهٔ ۸ جانا دل مسکین من این کی پنداشت
  9. شمارهٔ ۹ خط بین که فلک بر رخ دلخواه نبشت
  10. شمارهٔ ۱۰ در طاس فلک نقش قضا و قدر است
  11. شمارهٔ ۱۱ در طاس فلک جرعه شادی و غم است
  12. شمارهٔ ۱۲ در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست
  13. شمارهٔ ۱۳ در عالم عشق تا دلم سلطان گشت
  14. شمارهٔ ۱۴ دریای سرشک دیده پر نم ماست
  15. شمارهٔ ۱۵ چون ابر به نوروز رخ سبزه بشست
  16. شمارهٔ ۱۶ هنگام صبوح، گر بت حور سرشت
  17. شمارهٔ ۱۷ چون با دل تو نیست وفا در یک پوست
  18. شمارهٔ ۱۸ در عالم جان خطبه به نام خط اوست
  19. شمارهٔ ۱۹ تا شاه رخت ملک بهاری بگرفت
  20. شمارهٔ ۲۰ این خوش پسران که اصلشان از چکل است
  21. شمارهٔ ۲۱ ما را به دم پیر نگه نتوان داشت
  22. شمارهٔ ۲۲ شبها که به ناز با تو خفتم همه رفت
  23. شمارهٔ ۲۳ قصاب یکی دنبه برآورد ز پوست
  24. شمارهٔ ۲۴ آوازه گل در انجمن چیزی ماست
  25. شمارهٔ ۲۵ افسوس که اطراف گلت خار گرفت
  26. شمارهٔ ۲۶ کار از لب خشک و دیده تر بگذشت
  27. شمارهٔ ۲۷ در بتکده پیش بت تحیات خوش است
  28. شمارهٔ ۲۸ پیش در آن کودک قصاب گویست
  29. شمارهٔ ۲۹ چون دلبر من بنزد فصّاد نشست
  30. شمارهٔ ۳۰ آتش بوزید و جامه شوم بسوخت
  31. شمارهٔ ۳۱ آن بت که رخش رشک گل یاسمن است
  32. شمارهٔ ۳۲ در مرو پریر لاله آتش انگیخت
  33. شمارهٔ ۳۳ در آتش دل پریر بودم به نهفت
  34. شمارهٔ ۳۴ لاله چو پریر آتش شور انگیخت
  35. شمارهٔ ۳۵ آتش چو زدی پریر، در ما پیوست
  36. شمارهٔ ۳۶ آن کودک قصاب دکان می آراست
  37. شمارهٔ ۳۷ آن کودک نعلبند و داس اندر دست
  38. شمارهٔ ۳۸ جوله پسری که جان و دل خسته اوست
  39. شمارهٔ ۳۹ نوشین لب او دوش به لالا می‌گفت
  40. شمارهٔ ۴۰ ایام چو آتشکده در سینه ماست
  41. شمارهٔ ۴۱ ای چرخ و فلک خرابی از کینه تست
  42. شمارهٔ ۴۲ بر عارض یار من سپهر از انگَشت
  43. شمارهٔ ۴۳ تا بر زنخ تو آشنا شد ریشت
  44. شمارهٔ ۴۴ قاضی چو زنش حامله شد زار گریست
  45. شمارهٔ ۴۵ . . . چاه عقیقیست پناهی دهدت
  46. شمارهٔ ۴۶ چشمم چو به چشم خویش چشم تو بدید
  47. شمارهٔ ۴۷ چون باد که هر زمان ز سوئی بجهد
  48. شمارهٔ ۴۸ در غربت اگرچه بخت همره نبود
  49. شمارهٔ ۴۹ گفتم می خوشگوار پیش آور زود
  50. شمارهٔ ۵۰ جان کو به تن آباد بود هیچ بوَد
  51. شمارهٔ ۵۱ چشمم چو بر آن عارض گلگون افتاد
  52. شمارهٔ ۵۲ جانا نه هر آنکس که دلی خوش دارد
  53. شمارهٔ ۵۳ جانا غم دل ز بینوائی خیزد
  54. شمارهٔ ۵۴ در راه خدا صبور می‌باید بود
  55. شمارهٔ ۵۵ آنروز که توسن فلک زین کردند
  56. شمارهٔ ۵۶ شاهان چو به روزِ بزم ساغر گیرند
  57. شمارهٔ ۵۷ از دیده من چو اشگ گلگون بچکد
  58. شمارهٔ ۵۸ زلف تو چو آه من درازی دارد
  59. شمارهٔ ۵۹ شاها فلکت اسب سعادت زین کرد
  60. شمارهٔ ۶۰ هر کارد که از کشته خود برگیرد

متن اشعار به نقل از گنجور.