پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲

حسنت به فتح کشور دل اهتمام کرد

اسباب شهریاری خود را تمام کرد

از زلف و خال، لشکر چین و حبش کشید

وز مژهٔ کشنده دو صف انتظام کرد

با فوجی از کرشمه، دو از غمزه، صد ز ناز

در گوشهٔ نگاه تو آمد قیام کرد

چشم تو زان میانه امیر نظام شد

با یک اشاره کار دل ما تمام کرد

مژگان که کرد روی به محراب ابروان

مانا برای شاه دعای دوام کرد

قربان زور پنجه ی حسنم که یک نظر

چندین هزار شه، چو «وفایی» غلام کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴آن شکر خنده به وصل، دهنم شاد نکرد
  2. شمارهٔ ۴۵به جان آمد دلم تا کی دل، ای جان، بی دوا باشد
  3. شمارهٔ ۴۶شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد
  4. شمارهٔ ۴۷دل دیوانه ای دارم دمی بی غم نخواهد شد
  5. شمارهٔ ۴۸مرا که دوش دو چشم از غم نگار تر آمد
  6. شمارهٔ ۴۹شکل و بالای ترا، یارب، چه شیرین بسته‌اند
  7. شمارهٔ ۵۰در ازل سنبل گیسوی ترا شانه زدند
  8. شمارهٔ ۵۱بت من طره چو بر برگ سمن بر شکند
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.