پرش به محتوای اصلی
وفایی مهابادی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸

دو هفت سال ریاضت خاک شمزینان

مرید و خانقه و مرد بایزیدم کرد

قضا فکند درین آخرم به دام بتی

به پیش پیر مغان بندهٔ عبیدم کرد

به تیر غمزه و تیغ نگاه و خنجر ناز

امان نداد به یک چشم زد شهیدم کرد

منی که قطب مدار جهان بدم یک دم

مدار قطب پریزاده ای مریدم کرد

هزار شکر «وفایی» باز هاتف غیب

به مژدهٔ کرم خویش پر امیدم کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰بر چهره زلف خویش، پر از پیچ و تاب کرد
  2. شمارهٔ ۴۱بتم چو طره به رخسار خود فشان می‌کرد
  3. شمارهٔ ۴۲حسنت به فتح کشور دل اهتمام کرد
  4. شمارهٔ ۴۳چشم سیاه مستت با ما ببین چه ها کرد
  5. شمارهٔ ۴۴آن شکر خنده به وصل، دهنم شاد نکرد
  6. شمارهٔ ۴۵به جان آمد دلم تا کی دل، ای جان، بی دوا باشد
  7. شمارهٔ ۴۶شادی من نه به خلد و نه به کوثر باشد
  8. شمارهٔ ۴۷دل دیوانه ای دارم دمی بی غم نخواهد شد
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی وفایی مهابادی

میرزا عبدالرحیم سابلاغی، مشهور به وفایی (زادهٔ ۱۲۶۴ قمری در مهاباد، درگذشتهٔ ۱۳۱۸ قمری) (به کردی: وەفایی) فرزند ملاغفور، فرزند نصرالله، از طایفهٔ ملاجامی، شاعر کرد اهل مهاباد است. عمدهٔ شهرت وی به‌واسطهٔ غزل‌های پرشور کُردیش است. وی علاوه بر کردی، زبانهای فارسی، عربی و ترکی را هم می‌دانسته و به زبانهای فارسی، عربی و ک...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.