پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶

دلی که آینه روی شاهد ذات است

برون ز عالم نفی و جهان اثبات است

مجو که در ورق کاینات نتوان یافت

علامت و اثر آنچه بی علامات است

کسی نجست و نجوید ز لوح هر دو جهان

نشان و نام کسی که محو بالذات است

کسی‌که در دو جهانش نه ذات و نه وهم است

وجود یافتنش نوعی از محالات است

مرا که عادت رسم و رسوم نیست پدید

چه داند آن که ورا رسم و راه و عادات است

مقام آنکه نباشد مقیم هیچ مقام

ورای منزلت و زینت و مقامات است

طریق آنکه ندارد به هیچ رَایی روی

نه سوی کوی خرابات و نی مناجات است

ره کسی‌که به سر پای کرده است مدام

نه راه میکده و کعبه و خرابات است

کجا به وجد و به حالات سر فرود آورد

کسی‌که حالت او نقد جمله حالات است

کسی‌که هیچ ندارد ز نار و نور خبر

ورا نه بیم و نه امید نار و جنات است

وجود مغربی اندر فضای همّت اوست

چو پیش پرتو انوار مهر ذرّات است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸دل غرقه انوار جمالی و جلالی است
  2. شمارهٔ ۲۹هیچکس را اینچنین یاری که ما را هست نیست
  3. شمارهٔ ۳۰با تو است آن یار دائم وز تو یک دم دور نیست
  4. شمارهٔ ۳۱هیچ میدانی که عالم از کجاست
  5. شمارهٔ ۳۲بر آب حیات تو جهان همچو حیاتی است
  6. شمارهٔ ۳۳انکه او دیده جان و دل و نور بصر است
  7. شمارهٔ ۳۴حسن روی هر پریرویی ز حسن روی اوست
  8. شمارهٔ ۳۵بیدل و دلدار نتوانم نشست
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.