پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵

آنچه مطلوب دل و جان است ابا جان و دلست

لیکن از خود جان آنکه بیخبر بد غافل است

منزل جانان بجان و دل همی جوید دلم

غافل از جانان که او را در دل و جان منزل است

 درمیان آب و گل سازد وطن آنجان و دل

منزلش گرچه برون از خطّه آب و گل است

هر کسی دادند با خود این چنین گنج نهان

لیک هر کس راز خود بر خود طلسمی مشکل است

همه دریا و دریا عین ما بوده ولی

مائی ما در میان ما و دریا حایل است

چشم دریابین کسی دارد که غرق بحر شد

ورنه نقش موج بیند هر که او بر ساحل است

نیست کامل در دو عالم هرکه دریا عین اوست

عین دریا هرکه شد میدان که مرد کامل است

جمله عالم نیست الّا سایهء علم وجود

روی از عالم بگردان زانکه ظل زایل است

سایه بر خورشید بگزین گر تو مرد عاقلی

سایه بر خورشید نگزیند کس کو عاقل است

نیست شان آنکه باشد بر صراط مستقیم

میل کردن جانب چیزی که مردم مایل است

چون بدانستی که حق هستی و باطل نیستی است

در پی حق گیر و بگذر از هر آنچه باطل است

نقطه توحید عین جمع و دریای وجود

حاصل است آنرا که بر خط عدالت واصل است

چیست دانی در میان جان و جانان مغربی

برزخ جامع خط موهوم و حد فاصل است

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷بیار ساقی از آن می که هست آب حیات
  2. شمارهٔ ۲۸دل غرقه انوار جمالی و جلالی است
  3. شمارهٔ ۲۹هیچکس را اینچنین یاری که ما را هست نیست
  4. شمارهٔ ۳۰با تو است آن یار دائم وز تو یک دم دور نیست
  5. شمارهٔ ۳۱هیچ میدانی که عالم از کجاست
  6. شمارهٔ ۳۲بر آب حیات تو جهان همچو حیاتی است
  7. شمارهٔ ۳۳انکه او دیده جان و دل و نور بصر است
  8. شمارهٔ ۳۴حسن روی هر پریرویی ز حسن روی اوست
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.