پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲

اگر ز روی براندازد او نقاب صفات

دو کَون سوخته گردد ز نور پرتو ذات

به پیش تاب تجلی ذات محو شود

چنانکه هست کشته از فروغ صفات

مجوز کَون و ثباتی به پیش برتو او

که بسته را نتوان بافت پیش باد ثبات

دلا نقاب برافکن ز روی او و مپرس

ز آنکه سوخته گردی در آتش سبحات

بنور روی تو کان نور نور انوار است

بخاک کوی تو کان آتش است و آب حیات

ازین هلاک میندیش و باش مردانه

که آن هلاک بود موجب خلاص و نجات

اگر تو محو نگردی کجا شوی مثبت

بمحو خویش طلب گر طلب کنی ثبات

بمغربی است نهان آفتاب رخسارش

اگرچه هست عیان از فروغ او ذرات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴چنان مستم چنان مستم چنان مست
  2. شمارهٔ ۲۵آنچه مطلوب دل و جان است ابا جان و دلست
  3. شمارهٔ ۲۶دلی که آینه روی شاهد ذات است
  4. شمارهٔ ۲۷بیار ساقی از آن می که هست آب حیات
  5. شمارهٔ ۲۸دل غرقه انوار جمالی و جلالی است
  6. شمارهٔ ۲۹هیچکس را اینچنین یاری که ما را هست نیست
  7. شمارهٔ ۳۰با تو است آن یار دائم وز تو یک دم دور نیست
  8. شمارهٔ ۳۱هیچ میدانی که عالم از کجاست
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.