پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱

مهر سر گشته کافتاب کجاست

آب هر سودان که آب کجاست

خواب دوشم ز دیده ام پرسید

کاین جهان را مگو که خواب کجاست

مست پرسان که مست را دیدی

یارب آن بیخود و خراب کجاست

باده در میکده همی کرده

کرد مجلسی که کو شراب کجاست

یار خود بی نقاب می گردد

که همان یار بی نقاب کجاست

همه سرگشته مضطرب احوال

رسته گاو ز اضطراب کجاست

همه در پرده خویش را جویان

عارف رسته از حجاب کجاست

چند پرسی که خود کلید خودی

چیست مفتاح و فتح باب کجاست

مغربی چون تو مهر مشرقی ای

چند پرسی که آفتاب کجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳ساقی باقی که جانم مست اوست
  2. شمارهٔ ۲۴چنان مستم چنان مستم چنان مست
  3. شمارهٔ ۲۵آنچه مطلوب دل و جان است ابا جان و دلست
  4. شمارهٔ ۲۶دلی که آینه روی شاهد ذات است
  5. شمارهٔ ۲۷بیار ساقی از آن می که هست آب حیات
  6. شمارهٔ ۲۸دل غرقه انوار جمالی و جلالی است
  7. شمارهٔ ۲۹هیچکس را اینچنین یاری که ما را هست نیست
  8. شمارهٔ ۳۰با تو است آن یار دائم وز تو یک دم دور نیست
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.