پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹

ای از دو جهان نهان عیان کیست

وی عین عیان پس این نهان کیست

آنکس که به صد هزار صورت

هر لحظه همی شود عیان کیست

وانکس که به صد هزار جلوه

بنمود جمال هر زمان کیست

گویی که نماهنم از دو عالم

پیدا شده در یکان یکان کیست

گفتم که همیشه من خموشم

گویا شده پس به هر زبان کیست

گفتی که ز جسم و جان برونم

پوشیده لباس جسم و جان کیست

گفتی که نه اینم و نه آنم

پس آنکه بود همین هم آن کیست

ای آنکه گرفته کرانه

باللّه درین میان کیست

آنکس که همی کند تجلی

از حسن و جمال دلبران کیست

وانکس که نمود خود را

وآشوب فکنده در جهان کیست

ای آنکه تو مانده در کمالی

ناکرده یقین که در کمان کیست

از دیده مغربی نهان شو

وز دیده ی او ببین عیان کیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱مهر سر گشته کافتاب کجاست
  2. شمارهٔ ۲۲اگر ز روی براندازد او نقاب صفات
  3. شمارهٔ ۲۳ساقی باقی که جانم مست اوست
  4. شمارهٔ ۲۴چنان مستم چنان مستم چنان مست
  5. شمارهٔ ۲۵آنچه مطلوب دل و جان است ابا جان و دلست
  6. شمارهٔ ۲۶دلی که آینه روی شاهد ذات است
  7. شمارهٔ ۲۷بیار ساقی از آن می که هست آب حیات
  8. شمارهٔ ۲۸دل غرقه انوار جمالی و جلالی است
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.