پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵

ای صفات بیکران تو طلسم گنج ذات

گنج ذات تو گشته مخفی ز طلسمات صفات

هست عالم سربسر نقش طلسم گنج تو

از طلسم و نقش هرگز حل نگردو مشکلات

ای صفاتت نقشبند کارگاه هردو کَون

سایه نور صفات توست نقش کاینات

ظل نقش کاینات از نور تو دارد ظهور

زانکه باشد انبساطش بر جمیع ممکنات

پرتو نور است سایه خود ندارد اختیار

زان سبب هرگز نباشد یکزمان او را ثبات

سایه ناچیز گوید هر زمانی نور را

ای بتو ظاهر شده ماهمچو تو ظاهر بذات

سایه هستی مینماید لیکن او را اصل نیست

نیست را از هست اگر بشناختی یابی نجات

کی خورد خضر حیات از آب حیوان شربتی

تا تو ظلمت را تصور کرده آب حیات

ایدل سرگشته حیران بساط مغربی

بیجهت را گر همی جویی گذر کن از جهات

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷ای صفاتت حجاب چهره ذات
  2. شمارهٔ ۱۸ای کائنات ذات ترا مظهر صفات
  3. شمارهٔ ۱۹ای از دو جهان نهان عیان کیست
  4. شمارهٔ ۲۰ور هزاران جام گوناگون شرابی بیش نیست
  5. شمارهٔ ۲۱مهر سر گشته کافتاب کجاست
  6. شمارهٔ ۲۲اگر ز روی براندازد او نقاب صفات
  7. شمارهٔ ۲۳ساقی باقی که جانم مست اوست
  8. شمارهٔ ۲۴چنان مستم چنان مستم چنان مست
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.